یا حق
حال که زیپ بر دهانمان دوخیدند!
حال که قلممان بشکستند!
حال که فرمودند خفه خون بگیرید!
و حال که شهر قشنگ را ، مشنگان ، پشنگ انگاشتند
"دم فرو نهیم و ....."
"سالها رود و ، سالهای دگر"
"باز از کنار هم گذریم ، همچنان خسته از طلب شاید"
"سوی مقصود خویش ره نبریم !"
.